قیام هاى خونین مردمى در راه حق

وَإِذْ نَجَّیْنَاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَابِ یُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءَکُمْ وَفِى ذَلِکُمْ بَلاَءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ. (بقره: 49)

و (نیز به خاطر بیاورید) آن زمان که شما را از فرعونیان رهایى بخشیدیم، که همواره شما را به بدترین وجهى آزار مى دادند، پسران شما را سر مى بریدند و زنان شما را زنده نگه مى داشتند و در این امر، براى شما آزمایش بزرگ و سختى از طرف پروردگارتان بود.

پیام ها:

1. آزادى از سلطه طاغوت ها، از بزرگ ترین نعمت هاست. چنان که خداوند از میان همه نعمت ها، نام آن را برده است. «نَجَّیْناکُمْ»

2. بیان سختى ها و تلخى هاى گذشته، لذت آزادى امروز را چندین برابر مى کند. «یَسُومُونَکُمْ» («یُذَبِّحونَ») («یَسْتَحْیُونَ»)

3. طاغوت ها براى حفظ نظام و سلطه خود، به هر نوع شکنجه اى دست مى زنند. «یَسُومُونَکُمْ»، «یُذَبِّحُونَ»

وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآیَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ. (اعراف:126)

و (اى فرعون!) تو از ما انتقام نمى کشى جز براى اینکه ما به آیات (و معجزات) پروردگارمان که براى ما آمد ایمان آورده ایم. پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایى فرو ریز و ما را مسلمان و فرمان بردار بمیران.

پیام ها:

1. ایمان به خدا و زیر بار طاغوت نرفتن، بى دردسر نیست. «وَ ما تَنْقِمُ»

2. طاغوت ها با فکر و عقیده توحیدى مخالفند، نه با آدم ها. «إِلاَّ أنْ آمَنَّا»

3. بهترین شیوه در برابر تهدید طاغوت ها، دعا و توکل بر خدا و حفظ ایمان و پایدارى است. «رَبَّنا أفْرِغْ عَلَیْنا صَبْرا وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِینَ»

وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِى الاْءَرْضِ وَیَذَرَکَ وَآلِهَتَکَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْىِ نِسَاءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ. (اعراف: 127)

و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: آیا موسى و قومش را رها مى کنى تا در این زمین فساد نمایند و موسى، تو و خدایانت را رها کند؟! (فرعون) گفت: به زودى پسرانشان را مى کشیم و زنانشان را (براى کنیزى) زنده نگاه مى داریم و ما بر آنان تسلط کامل داریم.

پیام ها:

1. بخشى از مفاسد طاغوت ها، به خاطر فساد اطرافیان است. «وَ قالَ الْمَلأ»

2. حرکت اصلاحى پیامبران از دید طاغوت ها، فساد، فتنه، اغتشاش و خلاف مصالح عمومى است. «لِیُفْسِدُوا فِى الاْءَرْضِ»

قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللّه ِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الاْءَرْضَ للّه ِِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ. (اعراف: 128)

موسى به قوم خود گفت: از خداوند یارى بجویید و صبر و مقاومت کنید؛ زیرا زمین از آنِ خداوند است که آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد به ارث مى گذارد و فرجام (نیک) از آنِ پرهیزکاران است.

پیام ها:

1. رهبر، در مواقع حساس، امت را دلدارى مى دهد. «قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ...» حضرت موسى نابودى فرعونیان و تسلط مؤمنان بر آنان را به یارانش مژده داد.

2. از عوامل پیروزى و بیمه شدن در برابر تهدیدها، استمداد، توکل، مقاومت و تقواست. «اسْتَعِینُوا بِاللّه ِ وَاصْبِروُا» (هم از او کمک بگیریم و هم خود صبر کنیم.).

3. نابودى حکومت هاى ستمگر و جانشینى مؤمنانِ صابر، با اراده و مشیّت خداوند حتمى است. «یُورِثُها مَنْ یَشاءُ»

وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الاْءَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِى بَارَکْنَا فِیهَا وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِى إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا کَانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا کَانُوا یَعْرِشُونَ. (اعراف: 137)

و بخش هاى شرقى و غربى سرزمین (فلسطین) را که در آن برکات قرار داده بودیم به قومى که پیوسته تضعیف مى شدند به میراث دادیم و وعده نیکوى پروردگارت درباره (پیروزى) بنى اسرائیل، به خاطر صبرشان تحقق یافت و آنچه را فرعون و قومش (از کاخ) ساخته و آنچه را افراشته بودند ویران کردیم.

پیام ها:

1. حمایت خداوند از مستضعفان، مخصوص بنى اسرائیل نیست، بلکه یک سنت دائمى است. «أوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ» و نفرمود: «أوْرَثْنا بَنِى اِسْرائِیلَ»

2. حکومت انبیا، حکومت مستضعفان است. «یُسْتَضْعَفُونَ»

3. شرط پیروزى، صبر و مقاومت است. مستضعفان و ملتى که صابر و مقاوم باشند، وارث زمین مى شوند. «أوْرَثْنَا»... «بما صَبَروُا»

4. تحولات اجتماعى و تاریخى، به دست خداوند است. «أوْرَثْنا»... «دَمَّرنْا»

5. همه مظاهر قدرت طاغوت باید از جامعه الهى حذف شود. «دَمَّرْنا»

اشاره/ قیام پانزده خرداد در یک نگاه

على سعادت شایسته

در 28 اردیبهشت 1342 امام خمینى به روحانیون و وعاظ تکلیف کرد تا بدون واهمه از تهدیدهاى «دستگاه جبار»، ماه محرم را به فرصتى جدى براى افشاى مظالم حکومت تبدیل کنند. در واکنش به این موضع گیرى تند و صریح، شاه در 6 خرداد 1342، طى سخنرانى شدید اللحنى، روحانیون و مخالفان حکومتش را مورد انتقاد قرار داد و به دنبال آن در 13 خرداد 1342، امام خمینى آن سخنرانى سرزنش کننده بر ضد شاه را ایراد کرد.

اظهارات صریح و تحقیر کننده امام خمینى رحمه الله ، خشم شاه را برانگیخت و به دنبال آن، نیروهاى امنیتى و اطلاعاتى در شامگاه روز 14 خرداد 1342، امام خمینى را دستگیر و به تهران منتقل کردند. در حالى که نیروهاى امنیتى و انتظامى، شهر قم را تحت مراقبت شدید قرار داده بودند، مردم قم، به ویژه علما و روحانیون و طلاب از صبح روز 15 خرداد، به خیابان ها ریختند و در اطراف منزل امام خمینى و دیگر علما و نیز مدرسه فیضیه و حرم مطهر، به اجتماع اعتراض آمیزى همت گماشتند.

شهر تهران و بسیارى از مناطق اطراف نیز در اعتراض به دستگیرى امام خمینى، به خیابان ها ریختند و با نیروهاى امنیتى و انتظامى درگیر شدند.

و بدین ترتیب، آن قیام سرنوشت ساز که به نقطه عطفى مهم در تاریخ مبارزه مردم ایران بر ضد رژیم پهلوى تبدیل شد، به وقوع پیوست و آمار شهدا و مجروحان قیام، از مرز چند صد تن فراتر رفت.

قیام 15 خرداد، نقطه عطفى در مبارزه با رژیم پهلوى شد. از این مقطع دیگر کاملاً آشکار شد که حکومت، بنا ندارد هیچ گونه حق انتقاد و اعتراضى را براى منتقدان و مخالفانش به رسمیت بشناسد.

بنابراین تنها به از میان برداشتن و سرکوب قهرآمیز و بدون اضطراب مخالفان، روش استبدادى و خودکامانه حکومتش مى اندیشید و بدین ترتیب، امید برخى از مخالفان را که هنوز تصور مى کردند براى به سر عقل آوردن حکومت مى شود از روش هاى مسالمت آمیزتر و آشتى جویانه تر بهره برد، به یأس مبدل ساخت.

پا به پاى قیام

به کوشش: فاطمه جوادى

پوشیده نیست که قیام خونین 15 خرداد سال 42 جرقه آغازین انقلابى شد که در 22 بهمن 1357 به بار نشست و سرانجام به پایه گذارى و استقرار نظام مقدس جمهورى اسلامى منجر شد. بنابراین، رواست، رخدادهاى زمینه ساز پیروزى این نظام مقدس [از خرداد 42 تا بهمن 57] را مرور کنیم.

فروردین سال 1342

- «به موجب تصویب لایحه انجمن هاى ایالتى و ولایتى شرط سوگند به قرآن کریم کاندیداها به سوگند به هر کتاب آسمانى دیگرى تغییر مى یافت. امام با هوشیارى ذاتى خویش آن را دریافت و فریاد اعتراض بلند کرد.

- تحریم عید باستانى نوروز در سال 1342 دیگر اقدامى بود که حضرت امام در اعتراض به اقدام رژیم انجام داد.

- امام در سخنرانى خود شدیدا از سکوت علماى قم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیم انتقاد کرد.

- امام اعلامیه معروف خود تحت عنوان «شاه دوستى یعنى غارتگرى» را منتشر ساخت.

- فاجعه فیضیه قم، فصل دیگرى از تاریخ انقلاب و مبارزات امام است. فاجعه اى اسف انگیز که تلخى آن هیچ گاه از یاد امام نرفت.

14 خرداد 1342

- اعتراضات امام به اتفاقات فیضیه بود که سرانجام کاسه صبر نداشته رژیم را لبریز کرد تا در شامگاه 14 خرداد 1342 با اعزام صدها کماندو و محاصره منزل امام، ایشان را دستگیر و به زندان قصر منتقل کنند.

15 خرداد 1342

- خبر دستگیرى امام، قیامتى در بین هواداران امام بر پا کرد.

- «قیام معروف 15 خرداد 1342 که با سرکوبگرى بیشتر حکومت توأم بود، به زودى نقطه عطف مهم در تاریخ مبارزات مردم ایران بر ضد نظام استبدادى و سلطه خارجى تبدیل شد و به دنبال آن فاصله میان حکومت با مردم به وضعیتى التیام ناپذیر و غیر قابل بازگشت رسید».

23 خرداد 1342

- امام آزاد شد.

14 آبان 1343

- «امام تازه بعد از قضیه 15 خرداد، از زندان آزاد شده بود و آمده بود قم که یک بنده خداى وطن دوست خبر پذیرش قانون کاپیتولاسیون را برایش آورد. امام در یک سخنرانى فریاد زد: «قانونى به مجلس بردند که ما را ملحق کردند به پیمان نوین مستشاران امریکایى و خانواده هایشان اینها از هر جنایتى که در ایران بکنند، مصون هستند. ملت ایران را از سگ هاى امریکایى پست تر کردند، رییس جمهور امریکا بداند که امروز پیش ملت ما منفورترینِ افراد دنیاست، امروز قرآن و ملت ایران با او خصم است...» و همین شد که 10 روز بعدش به خاطر این افشاگرى، امام را به ترکیه تبعید کردند».

19 دى 1356

- «روز 17 دى سال 56 و در سالگرد فرمان کشف حجاب رضاشاه، مقاله اى توهین آمیز در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید که نویسنده اش اهانت هاى آشکارى به مقام مرجعیت و به ویژه شخصیت امام خمینى کرده بود. فرداى آن روز، جمع زیادى از طلبه هاى حوزه علمیه قم با تعطیل کردن کلاس هاى درس، به طرف منازل مراجع حرکت کردند و شعار «درود بر خمینى» را سر دادند. مردم قم از قضیه درج آن مقاله باخبر شدند و جمع زیادى از مردم اعم از بازارى، دانشجو، دانش آموز، طلبه، روحانى و... دست به تظاهرات عظیمى زدند که به علت مقابله ارتش به خاک و خون کشیده شد و شهادت عده زیادى از مردم قم، سرآغازى شد براى شکل گیرى جریان انقلاب اسلامى».

29 بهمن 1356

- قیام مردم تبریز به مناسبت چهلمین روز شهادت شهداى قم.

17 شهریور 1357

«بعد از اقامه نماز عید فطر در تپه هاى قیطریه تهران و پخش اعلامیه هاى امام مبتنى بر ادامه تظاهرات و نوید پیروزى زود هنگام، مردم بیشتر در اعتراضات خیابانى شرکت مى کردند. تا روز 17 شهریور که قرار بود مردم در میدان ژاله تجمع کنند.

صبح آن روز ارتشبد اویسى اعلام حکومت نظامى داد. ولى مردم بى توجه به آن، به طرف میدان ژاله سرازیر شدند، به این ترتیب تا قبل از ظهر، هلى کوپترها و تیراندازان ارتش شاه، میدان ژاله را میدان شهدا کردند و آن روز را جمعه سیاه، بنابراین شریف امامى مجبور به استعفا شد».

13 مهر 1357

- «حالا 13 سال از اقامت و تبعید امام به نجف اشرف مى گذرد. در این سال ها اتفاقات زیادى در خاورمیانه افتاده؛ ایران آبستن یک انقلاب بزرگ است و عراق در چنگال حزب بعث و صدامِ تازه به دوران رسیده گرفتار شده، امام و یارانش تحت فشار نمایندگان حزب بعث، صبح 12 مهر 57 مجبور شدند به کویت عزیمت کنند، دولت کویت از ورودشان با وجود داشتن پاسپورت، جلوگیرى کرد. بنابراین امام فرداى آن روز عراق را به مقصد پاریس ترک کرد، تا تاریخ، بزرگ ترین انقلاب قرن را به چشم خود ببیند.

24 مهر 1357

40 روز از 17 شهریور گذشته بود و مردم کرمان در مسجد جامع براى گرامى داشت یاد شهداى جمعه سیاه تهران جمع شده بودند. چند دقیقه بعد صداى عربده هاى جاوید شاه به مسجد رسید. اول 2 - 3 تا ماشین را آتش زدند که جلوى مسجد پارک شده بود، بعد ریختند توى مسجد و شروع کردند به زدن مردم، شکستن شیشه پنجره ها و آتش زدن زیلوها و حتى کتب ادعیه و قرآن و... آخر شب وقتى درگیرى ها تمام شد، مسئولان بیمارستان شهر کرمان اعلام کردند، 23 شهید و 100 مجروح و زخمى... .

22 دى 1357

دور، دورِ فرار وزرا، سناتورها و رؤساى دولتى بود. روزنامه ها هر روز اخبار مربوط به اختلاس ها و دزدى هاى مسئولان رژیم پهلوى را چاپ مى کردند و چند روز بعد خبر فرار همان مسئولان در روزنامه ها چاپ مى شد. امام در این شرایط در حالى که هنوز تا پیروزى انقلاب یک ماه باقى مانده بود، فرمان تشکیل شوراى انقلاب را داد تا شهید بهشتى، شهید مطهرى، مهندس بازرگان و... در خانه شهید بهشتى، جلسات شوراى انقلاب را تشکیل بدهند و...».

26 دى 1357

- «فرار شاه، همه مى دویدند، مثل پروانه روى زمین بند نبودند. پسرى از وسط جمعیت داد زد: «فرعون قرن بیستم در مصر مستقر شد، ساواک بى پدر شد. بیچاره در به در شد»

پسرى تو دسته کنارى ما مى رفت و مى خواند: «خدایا سفرش را پر خطر کن، از این واقعه ما را خبر کن» و مردم به او دم مى دادند که «مى روى سفر تو، الهى بر نگردى» مردم هم باهاش مى خواندند که یکهو رسیدیم به مجسمه، اطراف مجسمه جاى سوزن انداختن نداشت».

برگرفته از کتاب «لحظه هاى انقلاب از محمود گلاب دره اى»

30 دى 1357

- «30 دى ماه بود که خبر بازگشت امام خمینى رحمه الله به وطن، به طور گسترده در میان مردم مبارز ایران منتشر شد، دوازده روز بعد امام آمد».

4 بهمن 1357

«تیترهاى درشت صفحه اول و دوم روزنامه کیهان

- اشغال نظامى فرودگاه... امروز تانک ها مهرآباد را محاصره کردند و از پرواز امام خمینى رحمه الله از پاریس به تهران جلوگیرى شد.

- دولت امریکا اعلام کرد 2 هزار بشکه سوخت براى مصرف ارتش به ایران مى فرستد.

- شاه 12 کیلو لاغر شده.

- بختیار: همه وزیرها گفتند یا مى میریم یا از قانون دفاع مى کنیم.

- تظاهرات در سراسر کشور ادامه دارد، دیروز گروهى از افسران، درجه داران و همافران نیروى هوایى در تهران به طرفدارى از امام خمینى رحمه الله راهپیمایى کردند.

7 بهمن 1357

- بختیار دیروز (6 بهمن 57) اعلام کرد: طى 48 ساعت آینده شخصا براى دیدار با امام راهى پاریس خواهم شد تا از محضر امام کسب فیض کنم.

- ارتش طى اعلامیه اى حمایت خود را از مسافرت بختیار به پاریس و دیدار با امام اعلام کرد.

- امام خمینى رحمه الله طى نامه اى به علماى قم اعلام کرد «بختیار» را نمى پذیرم مگر اینکه استعفا دهد.

- تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران: امروز 100 تن از روحانیون از جمله حضرات آیات بهشتى، مطهرى، آذرى قمى، مهدى ربانى، یوسف صانعى و... به عنوان اعتراض به بسته بودن فرودگاه، در مسجد دانشگاه تهران متحصن شده اند.

8 بهمن 1357

- در تظاهرات امروز تهران که به خون کشیده شد، اماکن عمومى از قبیل کاباره ها، سینماها و مشروب فروشى ها به آتش کشیده شدند.

- در ستاد کل ژاندارمرى تهران که مورد حمله قرار گرفت، عده اى کشته و زخمى شدند.

- کنسول امریکا در اصفهان از ترس مردم به خانه آیت الله خادمى پناهنده شد.

- بختیار: نه استعفا مى دهم، نه به پاریس مى روم.

- یک سرلشکر به دست مردم شدیدا مضروب شد، عده اى وى را تقى لطیفى - رئیس پرسنل ژاندارمرى کل کشور دانسته اند.

10 بهمن 1357

ـ «روزنامه اى از قول مقامات دولت شوروى: هایزر در ایران چه مى کند؟ کودتاى نظامى امریکا در شرف انجام است».

- ارتش در خیابان هاى تهران با سلاح هاى سنگین یک نمایش قدرت وسیع ترتیب داد.

11 بهمن 1357

- گروهى از خبرنگاران خارجى از پاریس وارد تهران شدند، تعداد آنها به 40 نفر مى رسد.

- همه چیز براى استقبال امام آماده است.

12 بهمن 1357

- امام آمد، بعد از 15 سال دورى و تبعید، فرودگاه مهرآباد... بهشت زهرا... سخنرانى تاریخى امام... روز اول از دهه فجر ورق مى خورد.

13 بهمن 1357

- هزاران نفر از مردم تهران در اقامتگاه امام به دیدارشان رفتند.

- رادیو لندن اعلام کرد: لغو جدید خرید اسلحه از سوى ایران، اوضاع سیاسى و اقتصادى جهان را به هم خواهد زد.

- کمیته اجراى حزب توده ایران در بیانیه اى رسما خواستار مبارزه مسلحانه با دولت بختیار شد.

14 بهمن 1357

- امروز صبح در تهران عده زیادى از درجه داران، افسران و همافران نیروى هوایى با لباس رسمى از برابر اقامتگاه امام رژه رفتند که با استقبال مردم مواجه شد.

- سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) طى یک اعلامیه رسمى، از مقامات مسئول و دینى تقاضاى رسیدگى به ترور یکى از اعضاى عالى رتبه خود کرد.

- آزادى زندانیان سیاسى از زندان هاى ساواک.

15 بهمن 1357

- در اکثر شهرها تظاهرات ادامه دارد و حوادث خونین رخ مى دهد.

- بختیار در یک مصاحبه اعلام کرد: «جواب کوکتل مولوتف را با کوکتل مولوتف مى دهم. کسانى را که جنگ داخلى راه مى اندازند یا حتى براى آن تبلیغ مى کنند به جوخه اعدام مى سپارم. نخست وزیر امام اگر وارد عمل شود توقیف خواهد شد. دولت اسلامى فقط در حدود شهر قم آزاد است و ایران هم صاحب یک واتیکان خواهد شد».

- رییس دولت موقت از سوى حضرت امام انتخاب شد، انقلاب فاز جدیدى آغاز کرد.

16 بهمن 1357

- ستاد ارتش اعلام کرد: «هر کس به ارتش توهین کند یا باعث تضعیف روحیه پرسنل شود، به شدت با او برخورد خواهد شد».

- روزنامه گاردین نوشت: «به شاه قویا توصیه شده به ایران برگردد و به کمک ارتش نظم را برقرار سازد».

17 بهمن 1357

- از نخستین ساعات بامداد، کلیه خیابان هاى منتهى به مجلس شوراى ملى تحت نظارت شدید نیروهاى ارتش درآمده بود. بختیار به مجلس رفته بود تا لایحه انحلال ساواک را تصویب کند که تصویب شده بود. اما سر تصویب لایحه دستگیرى و محاکمه کلیه نخست وزیران شاه بین نماینده ها اختلاف افتاد و در نهایت با کمترین رأى تصویب شد و به مجلس سنا رفت.

- «هایزر» آخرین فرستاده کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا، پس از یک ماه ایران را ترک کرد، از امروز خیلى ها ثانیه شمارى مى کنند.

18 بهمن 1357

- «انتخاب بازرگان به عنوان رئیس دولت موقت».

19 بهمن 1357

- «همافران نیروى هوایى به دیدار امام مى آیند، امروز، روز نیروى هوایى نام گذارى مى شود».

20 بهمن 1357

- دو روز مانده به پیروزى، رژیم شاهنشاهى آخرین تلاش هایش را مى کند، همه جاى کشور، در حمایت از امام تظاهرات میلیونى برگزار مى شود.

21 بهمن 1357

- جنگ مسلحانه در تهران آغاز شد. مردم، ضربه نهایى را به پیکر پوسیده نظام شاهنشاهى وارد مى کنند، فردا روز پیروزى است.

22 بهمن 1357

- والفجر و لیال عشر، هوا دلپذیر شد، گل از خاک بر دمید... انقلاب اسلامى پیروز شد.

گفتار مجرى/ جرقه نخستین

در جوهره پیام امام خمینى در قیام انقلاب اسلامى از 15 خرداد 42 چه بود که به روایت اسناد مذاکرات هیئت وزیران وقت، به نشانه پشتیبانى از قیام، زنان کارمند با چادر در سر کار خود حاضر شدند، ولى دل هاى کور روشن فکران متشکل در جریانات چپ امریکایى قادر به درک آن نبودند؟!

مردم سالارى دینى

حضور یک رهبر مذهبى ـ سیاسى بسیار قوى در جامعه بود که طلوع آفتاب جان بخشش بر پهنه میهن اسلامى ایران، یاران 15 خرداد خود را همواره به وجد مى آورد و طراوت و نشاط را به حرکت مردم مى بخشید و سمت و سو مى داد.

اعتقاد به «مردم سالارى دینى» امام، نه برخاسته از «نیاز به قدرت و منصب»، که فارغ از هرگونه طرح فریب و نیرنگ و ناشى از باور عمیق مکتب زنده اسلام و اعتماد به مردم بود. امام از طرح اندیشه و مردم سالارى دینى، کسب اعتبار نکرد، بلکه به آن، قوت، اعتبار و عظمت بخشید. تفکر مردم سالارى دینى امام، نماد حقیقى شیفتگى خدمت به مردم بود، نه متأثر از تشنگى قدرت حکومت بر مردم!

خدا محورى

امام با احیاى روح خداجویى و اخلاص در عمل، ارکان شاه پرستى و اعتقاد به ظل اللهى شاه را فرو ریخت و ملت ایران سیاست ملى استقلال و حاکمیت را بر وابستگى به قلندران جهانى ترجیح داد. تار و پود ساختارهاى فکرى و ذهنى، درهم ریخته شد و از لوث وجود تمام مظاهر و ثمرات تلخ و نامبارک فرهنگ بیگانه پاک گردید. خدامحورى را جاى گزین خودمحورى ساخت و هجرت از بیگانگى با خود به هویت ملى را شعار همگان قرار داد. در پرتو خودباورى در این ملت، فرهنگ کشور عرصه خلاقیت و نوآورى و شکوفایى گردید.

پاسدارى از دستاوردها

اگر عمّال انگلیس، نهضت مشروطیت را به کمک عناصر خودباخته مورد تهاجم قرار دادند، امروز عمّال امریکا، نهضت بیدارى امام خمینى را با کمک بقایاى همان خودباختگان، مورد تهاجم قرار داده اند. بر ماست که با حفظ هوشمندى، به محفاظت از نظامى بپردازیم که حضور غیرتمندانه یاوران گهواره نشین امام در 15 خرداد 42، در صحنه دفاع مقدس آن را استحکام بخشید.

چراغ راه

شهید بهشتى رحمه الله :

«مردم ایران در طول یک قرن اخیر، قیام هاى متعددى داشته اند که برخى از این قیام ها خیلى گسترده بوده و در سطح کل کشور، از قبیل نهضت تنباکو، قیام مشروطیت، نهضت ملى کردن نفت، و نهضت عمومى مردم از سال 41 به رهبرى روحانیت که به حادثه 15 خرداد انجامید.

پانزده خرداد در میان این جریان ها ویژگى هایى داشت و مهم ترین این ویژگى ها این بود که قیام مردم با شرکت فعال و گسترده روحانیت متعهد بود و به رهبرى یک مرجع تقلید بزرگ و شرکت بسیارى از مراجع دیگر تقلید و مستقیما از مرکز روحانیت ایران یعنى قم هدایت مى شد. بنابراین بیش از هر چیز جنبه مکتبى داشت. مکتبى بودن جنبش اسلامى مردم ایران که سال 41 آغاز و در سال 42 اوج گرفت، در سال 57 پیروز شد».

مرحوم سید احمد خمینى رحمه الله :

«واکنش سرسختانه امام علیه اصلاحات امریکایى شاه (انقلاب سفید) که به قیام 15 خرداد انجامید و قضیه درگیرى و حبس و حصر امام و آزادى ایشان و حوادثى که در این ایام به وقوع پیوست، در مجموع باعث شد تا امریکا به این نتیجه برسد که انجام اصلاحات مورد نظر با توجه به موضع امام و نقاط ضعف رژیم، بدون حضور مستقیم مستشاران و جاسوسان امریکایى و کنترل اوضاع از نزدیک امکان پذیر نیست».

شهید مطهرى رحمه الله :

شهید بهشتى این ابیات را بعد از 15 خرداد سال 42 که امام دستگیر شدند، در زندان شهربانى سرودند:

ز منزلگاه آن محبوب، یاران را خبر نبودهمى آید به گوش از دور، آواز جرس ما را

صبا از ما ببر یک لحظه پیغامى به روح اللهکه اى یاد تو مونس روز و شب در این قفس ما را

به رغم کوشش دشمن نخواهد بگسلد هرگزمیان ما و تو پیوند، تا باشد نفس ما را

سزاوار تو اى جان کنج زندان نیست منزلگهسزد گر خون ببارد از دو دیده هر نفس ما را

رواق منظر دیده مهیاى قدوم توستکرم فرما و بپذیر از صفا این ملتمس ما را

تمام ملت ایران فکنده چشم بر راهتبه راه عدل و آزادى نه باک از هیچ کس ما را

آورده اند که...

مى گفت: «انقلاب را باید احزاب به انجام برسانند؛ هرگونه راهپیمایى و تظاهراتى باید از سوى احزاب باشد تا به نتیجه برسد».

مى گفت: «مردم عادى نمى توانند انقلاب کنند؛ باید براى آن برنامه ریزى کرد. احزاب بهتر تشخیص مى دهند که چگونه در مملکتى باید تغییر ایجاد شود و انقلاب شود».

مدام بین من و او این مباحثات ادامه داشت و من همچنان بر این باور بودم که ملت در صورتى که رهبرى داشته باشند تا به آنها سمت و سو بدهد، مى توانند قیام کنند و هر تغییرى در جامعه بدهند. مى گفتم: خداوند فرمود: خداوند قومى را تغییر نمى دهد مگر اینکه خودشان در خود تغییر ایجاد کنند».

شب پیش از 15 خرداد با هم بودیم. صبح، خبر دستگیرى امام را شنیدیم. من تا حدودى با عقاید امام آشنا بودم. پس از شنیدن خبر اهانت رژیم شاه به روحانیت، درباره ایشان کنجکاوتر شده بودم. از دوستم خواستم تا به خیابان برویم، بلکه اطلاعات جدیدى درباره خبر دستگیرى امام پیدا کنیم؛ او هم آمد. خیابان ها را که رد مى کردیم، مردمى را مى دیدیم که هیچ گاه عضو هیچ گروه و حزبى نبودند. شاید تا آن لحظه خودم هم باور نمى کردم که این همه مردم بتوانند فریاد بزنند و بى واهمه خواسته هایشان را بر زبان بیاورند. پس از 15 خرداد 42، اعتقادم به حضور مردم، بسیار بیشتر از پیش شد؛ ولى او هنوز مى گفت ک تا «احزاب حضور نداشته باشند و فرمان انقلاب را به دست نگیرند، اتفاقى نمى افتد»!

... نمى دانم چرا پس از سال ها و بعد از 22 بهمن 57، چرا دیگر او را ندیدم تا بگویم مردم چه کارهایى مى توانند انجام دهند.

شعر

برخیز!

انتخاب: على سعادت شایسته

برخیز تا به شرط نبوت وفا کنیم

دِین شرف، به مادر میهن ادا کنیم

منْشین دگر که دُوْر نشستن گذشته است

بر پاى خیز تا که قیامت به پا کنیم

سر در طریق عزت و آزادگى نهیم

جان در هواى ملت و میهن فدا کنیم

«حبل المتین» ز رشته افراد بر تنیم

کارى که بر نیاید از «من»، به «ما» کنیم

با اتحاد، تار گسسته گره زنیم

با اتفاق، هر گره بسته وا کنیم

آن واجبى که فوت شد از ما به جبن و جهل

با خون، طهارت و به شهادت قضا کنیم

با خون سرخ خویش به تثبیت دین حق

اثبات شى ء و نفى همه ما عدا کنیم

بنیاد کاخ ظلم ز ریشه برافکنیم

کاخى دگر به قسط و عدالت بنا کنیم

از هر دلیر مرد، حسینى برآوریم

هر گوشه اى ز خاک وطن کربلا کنیم

حالى که خصم آمده با پاى خود به گور

برخیز تا کفن به تن وى قبا کنیم

دامن کشان ز هر چه که بیگانه، بگذریم

جان بر خم محبت هر آشنا کنیم

گر بر کنیم مهر و دل از ملت و وطن

آن مهر بر که بسته و این دل کجا کنیم؟!

(ناصرالدین موسوى)

کوتاه و گویا

برجسته ترین تحول نهضت انقلاب اسلامى در دهه 40، پانزده خرداد بود که قشرهاى وسیعى از توده هاى ملت را به صحنه مبارزه با رژیم کشاند.

15 خرداد، خیزش مذهبى - سیاسى را در سطحى گسترده به نمایش گذاشت.

سر دسته حرکت 15 خرداد، نیروهاى مذهبى و روحانیون بودند.

«من اگر برخیزم، تو اگر برخیزى، همه بر مى خیزند؛ من اگر بنشینم، تو اگر بنشینى، چه کسى برخیزد؟ چه کسى با دشمن بستیزد؟»

«خداوند سرنوشت هیچ ملتى را تغییر نخواهد داد، مگر اینکه خودشان تغییر دهند».

قیام 15 خرداد، در واقع اثبات روح مذهبى سیال در میان مردم بود.

قیام 15 خرداد نشان داد که خونى که در رگ هاى مردم این سرزمین جارى است، از سرچشمه اسلام جارى است.

درختى که در 22 بهمن 57 به بار نشست، در 15 خرداد 42 بذر آن کاشته شد.

نظر ما اینه...

شایسته است برنامه سازان ارجمند، به این محورها توجه فرمایند:

1. نقش جوانان در قیام 15 خرداد

2. هم بستگى روحانیون و مردم در قیام 15 خرداد

3. نقش دین در قیام 15 خرداد

4. علل و عوامل ایجاد قیام 15 خرداد

5. تأثیر قیام عظیم عاشورا بر قیام 15 خرداد

6 . پیام 15 خرداد به عصر حاضر

7. جایگاه قیام 15 خرداد در نهضت بزرگ انقلاب اسلامى

8. نگاه اسنادى به قیام 15 خرداد

9. نظر مخالفان 15 خرداد درباره این قیام و علل مخالفت آنها با آن

10. نقش گروه ها و احزاب سیاسى در به وجود آمدن قیام 15 خرداد و ارائه آن

11. بررسى نقش رهبرى امام در قیام 15 خرداد

کتابستان

1. باقرى، على، خاطرات پانزده خرداد (دفتر ششم)، انتشارت حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى، تهران، 1376.

2. جعفرى، فریبا، نقش روحانیت در قیام 15 خرداد، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1385.

3. خلجى، عباس، اصلاحات امریکایى، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1381.

4. خلجى، عباس، انقلاب اسلامى به روایت خاطره، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1382.

5. روحانى، حمید، بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى رحمه الله ، انتشارات دارالفکر و دارالعلم، 1356.

6. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینى رحمه الله ، ج 1، 2، 4، 6.

7. عمیدزنجانى، عباس على، انقلاب اسلامى و ریشه هاى آن، انتشارات کتاب سیاسى، 1367.

8. مجله 15 خرداد، شماره 6 ، دوره سوم سال دوم زمستان 84 .

9. مقصودى، رضا، تحولات سیاسى اجتماعى ایران در دهه هاى 1340 و 1350، انتشارات روزبه، تهران، 1380.

10. منصورى، جواد، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامى، تهران، 1378.

11. نجاتى، غلام رضا، تاریخ سیاست 25 ساله ایران، انتشارات رسا، 1371.

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 اسفند 1389    | توسط: نیلوفر ذاکری    |    | نظرات()